تبليغاتX
استقلال و آزادی

استقلال و آزادی

سیاسی- فرهنگی-اجتماعی-تاریخی- بهداشتی -پزشکی- معلومات عمومی

بنيانگذار فيس‌بوك ازدواج كرد

مارک زوکربرگ، بنیانگذار و مالک بخش عمده ای از سهام شبکه اجتماعی فیس بوک، تنها یک روز پس از عرضه سهام این شرکت در بازار بورس طی مراسمی غیرمنتظره ازدواج کرد.
زوکربرگ روز شنبه (۱۹ مه - ۳۰ اردیبهشت) پس از گذراندن یک هفته پر مشغله و جنجالی که به عرضه سهام فیس بوک در بازار بورس و ارزشگذاری این شبکه اجتماعی به مبلغ ۱۰۶ میلیارد دلار انجامید، در حالی که میهمانان منزل او در لس آنجلس گمان می کردند برای شرکت در مراسم فارغ التحصیلی دوست دخترش پریسیلا چان دعوت شده اند، این دو را در لباس عروسی دیدند.




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 16:8  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

نقش خراسانيان در جامعه پيامبر اســلام ( بخش چهارم)

تاريخ مي‌گويد كه پيامبر اسلام ص نگاهي دوستانه به خراسان و خراسانيان وارسته و خردمند داشت. امام بيهقي در «دلائل‌النبوة» از ثوبان روايت مى‌نمايند كه پيامبر اكرم ص فرمودند: ارتش مهدي با پرچم‌هايي سياه از سوى خراسان مى‌آيند. هرگاه اسم مهدى را شنيديد، به سويش شتافته و با او بيعت كنيد.

قرآني كه به پيامبر اسلام نازل گرديد، با آن‌كه با ديدي كلي به جامعة بشري و جهان مى‌نگرد، ولي بازهم مى‌بينيم كه اشاره‌هايي به مردم اين حوزه داشته است.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 19:10  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

نقش خراسانيان در جامعه پيامبر اســلام ( بخش سوم)


سرزمين يمن داراي اهميت بزرگى در جغرافياى صدر اسلام بوده و فرمان‌بردارىِ يمن از دولت مدينه در زمان پيامبر، كفة توازن استراتژيك را در شبه‌جزيرة عربستان به نفع پيامبر اسلام سنگين نمود. نخستين كسى كه به گفته ثعلبي در يمن مسلمان شد، «باذان» نام داشت كه مربوط به حوزة تمدنيِ ما بود.

باذان پادشاه يمن و نمايندة امپراتورى ساساني، نقش بزرگى در تأسيس پايه‌هاى دعوت اسلامى در شبه‌جزيرة عربستان بازى نمود. بازان كه از سوى خسرو پرويز در يمن مقرر گرديده بود، مسووليت سرزمين حجاز و تهامه نيز بر دوش او بود. زماني كه باذان در دفاع از پيامبر اسلام كشته شد،



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 18:34  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

نقش خراسانيان در جامعه پيامبر اســلام ( بخش دوم)

مورخان و دانشمندان حديث و از آن جمله ابن حجر عسقلاني، بيشتر از بيست نام را در كتاب «الاصابه» براى “مهران” نقل نموده اند كه شايد برخى از آن‌ها مربوط به افراد ديگرى باشد و علت معلوم نبودن نام نخستِ او، اين بوده كه هر گاهي از وي مى‌پرسيدند: نامت چيست؟

مي‌گفت: من نامم را به شما نخواهم گفت. من سفينه هستم؛ نامي كه پيامبر بر من گذاشته است. مولف كتاب «الاستيعاب» كنية مهران را «ابوالبختري» گفته است. واژة «بختر» و «باختر» و «بكتريا» كه به بلخ برمي‌گردد، آهسته آهسته همراه با مال و متاع تجارتى از راه جاده ابريشم وارد حوزة زبان عربي نيز گرديد



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 18:32  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

نقش خراسانيان در جامعه پيامبر اســلام( بخش نخست)

ادبگاهي‌ست زير آسـمان از عرش نازك‌تر نفس گم‌كرده مى‌آيد جنيد و بايزيد اين‌جا از همان شب و روزى كه آفتاب اسلام از كوه نور سر كشيد، تا زماني كه شعاع ملكوتىِ آن افق قاره‌هاى مسكون سيارة ما را فرا گرفت،

افراد، گروه‌ها، طبقات، نژادها، قبايل و ملت‌هاى گوناگوني در تأسيس و تحكيم پايه‌هاى فرهنگ و تمدن آن نقش ايفا نمودند، در اين ميان خراسان بزرگ و خراسانيان فرزانه نقشي پُررنگ داشته اند كه شهكارهاى جاودانة آن‌ها، شاهد اين ادعاست.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 18:28  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

خاستگاه زبان پارسی دری ( بخش نخست)

پروفيسور محمد حسين يمين در كتاب «‌تاريخچه زبان پارسی دری» به آرای ايرانيان و مستشرقان در ارتباط به خاستگاه زبان پارسی دری پرداخته و نقد جامعی از اين آرا ارايه كرده و نشان داده كه آراي مطرح در باره خاستگاه و تحول زبان پارسی دری، از ديدگاه ايرانيان و برخی از مستشرقان، علمی و دقيق نيست.

از جمله در ارتباط به موقعيت جغرافيايي خاستگاه اين زبان و تحولات تاريخي آن. محور بحث اين نوشتار پرداختن به ديدگاه و دلايلی است كه پروفيسور محمد حسين يمين، در ارتباط به خاستگاه و تحول زبان پارسی دری مطرح كرده.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 13:15  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

خاستگاه زبان پارسی دری ( بخش دوم و پایانی)


ديدگاه پروفيسور دكتر محمد حسين يمين در ارتباط به خاستگاه و منشاي زبان پارسی دری استاد پس از بررسی و تحليل مرحله كهن و ميانه زبان‌هاي آريانی در كتاب «تاريخچه زبان پارسی دری»، به خاستگاه و منشای تحول زبان پارسی دری، مي‌پردازد.

درباره، مستند و مستدل از زبان پارسی دری، شناخت علمی ارايه مي‌كند. ايشان از نخستين كسانی است كه شناخت زبان پارسی دری را بر مبناي واقعيت عناصر زبانی و تاريخی، تدوين كرده است. بنابراين، بايست اين حق تقدم براي تحقيقات استاد، در پژوهش‌های بعدی زبان پارسی دری در نظر گرفته شود.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 13:12  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

قانون اعطای نشان‌ها، مدال‌ها و القاب افتخاری

پرونده:Mr. Muhaiuddin Mahid.jpg

قانون اعطای نشان‌ها، مدال‌ها و القاب افتخاری را که حکومت در دورة پانزدهم برای تصویب به ولسی جرگه فرستاده بود. در این دوره از سر مورد بررسی قرار می‌گیرد. مِسوِدة این قانون را که شورای وزیران تهیه و تدوین کرده، از طریق وزارت امور پارلمانی به کمیسیون فرهنگی ولسی جرگه راجع گردید؛



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 16:43  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

انتخابات زود هنگام در تضاد آشکار با قانون اساسی کشور قرار دارد!

سیداکرام الدین

ماده شصت و یکم قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان:( وظیفه رییس جمهور در اول جوزای سال پنجم بعد از انتخابات پایان می یابد. انتخابات به منظور تعیین رییس جمهور جدید در خلال مدت سی تا شصت روز قبل از پایان کار رییس جمهور برگزار میگردد).
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 18:23  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

امیدواری برای ثبت زبان فارسی به عنوان هفتمین زبان رسمی جهان در سازمان ملل

خوشبختانه پس از گذشت سالیانی از پیشنهاد و پیغام استادان خارجی و داخلی ، جهت ثبت زبان فارسی به عنوان هفتمین زبان زنده و بزرگ در سازمان ملل ( شش زبانی که فعلن زبان رسمی سازمان ملل هستند عبارتند از : انگلیسی، فرانسوی، اسپانیولی، عربی، روسی ، چینی و البته در حال حاضر ترکها نیز برای اضافه کردن زبان خود به این فهرست فعالیت می کنند) ، ظاهرا مسئولان افغانستان و ایران این پیشنهاد و پیغام را شنیده اند. اکنون از آنها توقع داریم که به طور جدی وارد این عرصه شوند و با تمام توان به این امر همت گمارند . امید است با تلاش بی وقفه همه آریاییان و فارسی زبانان و مسئولین ایران و افغانستان و تاجیکستان بتوانیم به این مهم موفق شویم تا زبان فارسی که در زمره چهار زبان کلاسیک جهان نیز محسوب می شود ، جزو هفت زبان بزرگ دنیا نیز گردد ( جالب است بدانیم در سال ۱۸۷۲ در نشست ادیبان و زبان‌شناسان اروپایی در برلین، چهار زبان یعنی یونانی، فارسی، لاتین و سانسکریت به عنوان زبان‌های کلاسیک جهان برگزیده شدند. بر پایهٔ تعریف، زبانی کلاسیک به شمار می‌آید که یکم، باستانی باشد، دوم، ادبیات غنی داشته باشد و سوم در آخرین هزاره عمر خود تغییرات اندکی کرده باشد ؛ در نشست برلين، زبان‌شناسان پذيرفتند كه ادبيات فارسي در قرون وسطي در صدر(پيشگاه) ادبيات ديگر ملت‌‌ها بوده و ايران در آن سده‌ها بيش از هر ملت ديگري سراينده، نويسنده و انديشمند ‌(حكيم يا فيلسوف) داشته‌ است. همچنین در نشست‌هاي سال‌هاي 1922 و 1936، جايگاه زبان فارسي ، به عنوان یک زبان كلاسيك هند و اروپايي بار ديگر تاييد شد. ).



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 13:57  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

منع انتشار مجموعه‏ سخنرانی‏های حامد کرزی از سوی کریم خرم

برخی گزارش‏ها حاکی از آن است که کریم خرم، رییس دفتر جنجالی رییس‏ جمهور کرزی، مانع پخش مجموعه‏ سخنرانی‏های چاپ‏ شده‏
بر اساس این گزارش‏ها، اخیرا مجموعه ا‏ی سخنرانی‏های مهم حامد کرزی، رییس جمهور اقبال چاپ یافته، اما بنابر دلایلی، رییس دفتر ایشان مانع پخش این مجموعه شده است.
عمده‏ ترین دلیل ذکر شده برای این اقدام زننده‏ و نژادپرستانۀ رییس‏ دفتر حامد کرزی، استفاده از اصلاحات دری در برخی سخنرانی‏های حامد کرزی به این زبان از جمله دانشگاه، دادستانی و یا دادگاه عالی و عدم استفاده از اصطلاحات معادل آن به زبان پشتو است. از این‏رو در یک اقدام ناباورانه، از پخش این مجموعه، علی‏رغم چاپ آن، خودداری شده است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 9:47  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

ابلاغیۀ وزارت اطلاعات و فرهنگ!

يادداشت: پس از حذف نام قهرمان ملي از تقويم‌هاي رسمي كشور و بروز واكنش‌هاي بسيار عليه اين اقدام، به امر و هدايت رياست‌جمهوري و بر اساس فيصلة شوراي وزيران، كميسيون بازنگري و تثبیت ایام قابل درج در تقویم‌هاي رسمی به رياست وزارت اطلاعات و فرهنگ و به عضويت برخي نهادهاي ديگر تشكيل گرديد.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 19:20  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

احمد شاه مسعود، چهره ماندگار تاریخ افغانستان و جهان!

پیش از پرداختن به نقاط مبارز رمز جاودانگی مسعود شهید رح بنده دهمین سالروز شهادت جانگداز و  حماسه آفرین مرد بزرگ احمد شاه مسعود را به خانواده آمرصاحب و همه  هموطنان آزادیخواه و وطندوست  تسلیت گفته، از خداوند بی نیاز بر همه صبر جمیل استدعا میدارم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت 8:56  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

نگاهی به پیدایش و پیشینۀ نوروز |( بخش نخست)

پس از هزاران سال، هنوز نوروز با همان شکوه و جلال خویش در کشورهای؛ چون: افغانستان، ایران، کشورهای آسیای میانه به ویژه تاجیکستان، ازبیکستان، هند و پاکستان، اروپا و آسیا تجلیل می گردد و نوروز از جانب سازمان علمی و فرهنگی جهان (یونسکو) نیز از زمرۀ جشن های ملی این کشورها به رسمیت شناخته شده است. یگانه جشنی که از میان ده ها جشنی فراموش شده، زنده مانده است، نوروز می باشد. علی الرغم یک سلسله تغییرات در بارۀ آداب، رسوم و سنن این کشورها، هنوز این جشن به سکوی شهرت ایستاده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت 19:32  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

نوروز در اسارت زمستان انديشه

 

در كشاكش جنگ ميان مرگ، سرما و كرختى از يكسو و زندگى، نسيم و نشاط از سوى ديگر، و در فضايي كه رعد طبل جنگ مى نوازد، قوس قزح تير باران در زِه كمان گذاشته قلب كرختى را نشانه مى گيرد، آذرخش بهار با تازيانه آتشين خويش بر سينه تاريكى مى كوبد و لاله و شقايق قالين سرخ خويش را در مسير استقبال لشكريان پيروز كارزار زندگى مى گسترانند، تنور فتوا و ضد فتوا در رابطه با نوروز نيز گرم مى شود.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1391ساعت 12:24  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

داکتر صاحبنظر مرادی: تاريخ افغانستان به بازنگری جدی نیاز دارد


دکتر صاحبنظر مرادی

تاريخ افغانستان از آغاز تاكنون به دليل نداشتن منابع، اسناد و شواهد لازم و كافي، به لحاظ علمي معتبر نيست و نياز جدي به بازنگري دارد.

صاحب‌نظر مرادي نويسنده و پژوهشگر مسايل تاريخي با اظهار اين موضوع مي‌گويد، تاريخي‌كه تاكنون در افغانستان نگاشته شده، مثل زمان ماست كه مي‌خواهند چهل سال آن را ناديده بگذرند؛ بنابراين تاريخ ما نه تنها نياز به بازنگري مجدد دارد، بل نياز به علمي‌شدن، دست‌رسي به منابع و مآخذ نيز دارد.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 10:14  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

نیم نگاهی بر نوشته آقای ملک ستیز آگاه امور بین الملل!

سیداکرام الدین

چند روز پیش مقالۀ از جناب ملک ستیز آگاه مور بین الملل زیر عنوان ( نقدی بر نقش اپوزیسیون سیاسی در افغانستان) را در تارنمای صدای آلمان  خواندم و من را وا به آن داشت تا دیدگاه کوتاه خود را در مورد مقاله ایشان بنویسم . ولی پیش از نوشتن میخواهم از آقای ملک ستیز جهت نقد سازنده شان اظهار امتنان نمایم.
جناب ملک ستیز در اول مقاله خود مینویسد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت 14:7  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

پروفیسور برهان الدین ربانی : من علاقمندم که به من معلم بگویند

چند سال قبل به خانه اش که رفتم، با خوشرویی که همیشه از او سراغ داشتم منتظر بود. بسیار پرسید؛ از آنچه می کنیم، از پیام مجاهد که من سردبیر آن بودم و…



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم بهمن 1390ساعت 20:32  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

روبه زوال نهادن دولت در افغانستان !

سیداکرام الدین

قبل از پرداختن به علت های این موضوع میخواهم  مرور بر حوادث پس از شکست امارت دهشت افگنان سیه دل نمایم. چنانکه همه میدانیم بعد از شکست امارت سیاه طالبان در سال 2001 و بوجود آمدن حکومت موقت ، انتقالی ، انتخابی تصمیم بر ایجاد یک دولت فراگیر و مردم سالار گرفته شد. از آغاز شعار های زیادی مبنی بر ساختن یک دولت مردم سالار از طرف داخلی و خارجی ها شعار داده میشد ولی شوربختانه پشت پرده معامله های روی کار بود تا از بوجود آمدن چنین یک دولت فراگیر جلوگیری گردیده تا افراد داخلی با غرض های شخصی و ناپسند و کشورهای ذی منافع در افغانستان و حتی آسیای میانه بتوانند به آن اهداف شان برسند. باید گفت که شعار ها صرف جنبه نمایشی داشته و هدف آن اغفال مردم و زمینه سازی جهت پیشبرد اهداف بزرگ شان داده میشد. اگر به راستی کشورهای جهان خواستار یک دولت مردمی در افغانستان میبودند ، میتوانستند در طول این یک دهه حداقل زمینه ساختن جهت بنیاد گذاشتن چنین یک کار را میکردند. حالا علت های سیر نزولی دولت را یادآور شده و تشریح مینمایم.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 20:27  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

(ن والقــــلم ومـــایسطــــرون)سخنی بانویسندگان.


(ن والقــــلم ومـــایسطــــرون)بنــام خـــدا


سر رشتۀ سخن وآغاز کلامم را چگونه؛ بچه زبان وباچه عباراتی به نوشتن گیرم؟ حزین بنویسم ویاشاد؟ ازکلام خدا آغاز کنم(ن والقــــلم ومـــایسطــــرون) و یا باخزعبلاتی از خودم؛ اگرحزین بنویسم؛ طومارغمی که همه روزه برروند زندگی ملی ماحاکمیتش را طی میکند بس نیست؟ واگرشاد بنویسم؛ باکدامین دل شاد وبه خیال خوش دل کدامین هموطن؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 19:23  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

آیا بی طرفی افغانستان در معاهده امنیتی دیده شده است؟

پیرمحمد ملازهی درباره بی طرفی افغانستان نسبت به هر گونه تعرض آمریکایی ها به ایران می گوید: امضای معاهدۀ استراتژیک میان آمریکا و افغانستان تهدیدی برای ایران و کل منطقه است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 9:32  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

۱۴ دروغ آمریکایی در سال ۲۰۱۱

آمریکایی ها در یک سال گذشته چه دروغ های خوش آب و رنگی را به خورد افکار عمومی دادند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 9:24  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

گفتگوی امریکا با دهشت افگنان و سرنوشت دولت افغانستان!


ازچند هفته بدینسو عنوان همه رسانه ها ی نوشتاری و شنیداری گفتگوی صلح بین امریکا وطالبان را تشکیل میدهد و چنان سرا وصدا به راه افتاده که فکر میشود جنگ سوم جهانی بوده و حالا دارند بخاطر پایان دادن جنگ  راه گفتگو را پیش گرفته اند. بنده هر روز که اخبار ها را مینگرم گاه امریکایی ها ابراز نظر های کرده اند ( جوبایدن دستیار اول رییس جمهور امریکا: طالبان دشمن امریکا نیستند) و گاه هم گفته های دهشت افگنان ملی و جهانی  یعنی طالبان و القاعده. دقیقن هر کس در پی منافع خود در هر کجایی که است ، میباشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 15:30  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

زبیگنیو برژینسکی مشاور سابق امنیت ملی امریکا:هشت کشور از نقشه جهان برداشته می شود

http://gdb.rferl.org/4984e829-d367-4c02-8218-5dcee77890dd_mw800_s.jpg
پیش بینی برژینسکی از نابودی ۸ جغرافیای سیاسی جهان

  8 کشوری که از نگاه زبیگنیو برژیینسکی ، مشاور امنیت ملی جیمی کارتر ، در انتظار نابودی سیاسی هستند. در بین مناطقی که او از نابودی آنها اسم برده نام اسرائیل نیز به چشم می خورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 20:20  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

بحــرانــات مرزی ( سرحدی) دریـــن دوره

بحــرانــات ســـرحدی دریـــن دورهتحلیل گران امورتاریخ، با توجه به جریانات سیال سیاسی ناشی از مداخلات استعماری که منجر به جنگ ودرگیری های مسلحانه افغانستان با انگلیس در سال های (1838،1879،1919) گردید، ودکتر صاحبنظر مرادی رخدادهای نظامی در رابطه باتصادمات سرحدی تاریخ معاصر این کشور راپس ازسال1747 عمدتاً به چهار دوره بر شمرده اند. توضیح این مراحل بگونه کرونولوژی در شکل گیری پالسی های دورنمایی آن ها وبحرانات ناشی ازآن اهمیت مهمی دارد.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 20:44  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

از ســلطنت عــبدالرحمـــان تا جمهـــوری محمــد داود خـــان ( بخش دوم و پایانی)

دکتر صاحبنظر مرادیاز ســلطنت عــبدالرحمـــان تا جمهـــوری محمــد داود خـــان

 فیض محمد کاتب هزاره می نویسد: "حضرت والا(عبدالرحمن خان)درروز سه شنبه26 شوال درپاسخ نامه سردارعبدالقدوس خان مبنی برتقاضای تشدد وراه انداختن عملیات سنگین علیه هزاره ها، نامه ای رقم فرموده ارسال نمود که شکایت سردارعبدالقدوس خان ازجاییست [درحالی]که مردم درانی صدهزارخانواراند و[فقط]پنج صد الی شش صد تن ازراه ایلیت وقومی درهزاره جات رفته، باقی همه درخانه خودنشسته اند، واگرچنانچه مردمی بودند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 20:29  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

از ســلطنت عــبدالرحمـــان تا جمهـــوری محمــد داود خـــان ( بخش نخست)


دکتر صاحبنظر مرادیاز ســلطنت عــبدالرحمـــان تا جمهـــوری محمــد داود خـــانامیر عبدالرحمان خان پسرامیرمحمد افضل خان درسال1880به پادشاهی افغانستان رسید، اوکه رابطه میراثی با استعمار انگلیس داشت و هم نمک خورده استعمارروسیه تزاری دردوران اقامت طولانیش درتاشکند، سمرقند وبخارانیز بود، از دوسو با استعمارشمال وجنوب پیوند خورده ومورد حمایت هردوی آنها قرارداشت. امیر درحالی که ازطرف روس ها حمایت می شد، اما درخفا بوسیله خواهرش شاه بوبوجان با انگلیس ها نیز روابط قوی داشت وزمانی که به خاطربدست گرفتن اریکه سلطنت ازسمرقندواردخان آباد گردید، شاه بوبوجان رابانامه ای به نزدانگلیس ها درکابل فرستاد وبدین وسیله ازحضورآن ها کسب رضائیت نمود.

عبدالحی حبیبی درکتاب "تاریخ مختصر افغانستان"نوشته است: "انگلیسان چون مستقیماً نتوانستند درافغانستان پای محکم کنند، بنابرآن به سردار عبدالرحمن خان بن امیر محمد افضل خان که درتاشکند فراری بود توسل کردند... و او را بشرط قبول اطاعت درسیاست خارجی وعده تقویه داد... دولت هند برتانوی نیز امیررا تقویه کرد ودر سنه1880 به اوپنج لک روپیه نقد باچند صد توپ وچندین هزار تفنگ داد وهر سال18000 پوند امداد میکرد..." امیردرشکرانه این همه حمایت وامداد انگلیس ها به حکمران هند برتانوی نوشته است: "در صورتیکه من مانند حکومت کبیر شما، دوست داشته باشم، چطور می شود بدون اندرزودستور شما با قوه دیگری مراوده نمایم."

 اودرواقع بنیان گذاردولت قبیله ای "افغانستان" معاصر بود ودرشرایطی که درجهان شیوه های جدید دولت سازی بوجود آمده بود، دولت خودرا برسنگ بنای میراث ها وسنن قبیلوی پیریزی نمود. امیر به جای استفاده ازقانون وارزش های معاصرکه در زمان او درشکل دهی دولت وجود داشت، کنفدراسیونی از نماینده گان قبایل را فراخواند وخشت اول بنای حکومت خودرابه همین نام برزیر ستون نظام سیاسی خود بگذاشت. اوبیشترباورمند بود که اقتداراوبحیث یک "امیر"مستقیماًازجانب خدابه اوتفویض گردیده است، وبا همین باورلقب"ضیاءالمله والدین" راکه(روشنی بخش ملت ودین)معنی دارد باتقدس نمایی ازخویش دربرابرنام خودافزود.

امیرعناصرمهمی ازحاکمیت افغانستان منجمله سیاست خارجی وسرحدات رادربدل پول واسلحه باانگلیس ها معامله نمود تابالمقابل درسرکوب مردمان غیرقبیلوی دست آزادداشته باشد. وی حتی بخش قابل ملاحظه ای ازاراضی پشتون نشین رانیزبه انگلیس ها واگذارشد که امروزمنجربه تقسیم قوم پشتون در میان افغانستان وپاکستان ومایه بروزتشنجات منطقوی درمناسبات سیاسی همسایه گان شده است.

اومذهب حنفی رابرشیعه وقوم پشتون رابرغیرپشتون ودرمیان آن قبیله خویش (بارکزایی) را برهمه ترجیح می داد. آنچه اوبه زعم خودش به عنوان استقلال بنا نهاد، چارچوب سخت گیرانه، تشکل وانعقاد باورهای شاه محوری وقبیله سالاری بود. امیرشمشیرخودرابی رحمانه علیه ملاها که اوآنان را "رهبران دروغین دین، ودلیل آفت ملت های مسلمان درتمام کشورها" می خواند، بکارگرفت. امیر"آهنین" دوراه دربرابرآنان قرارداد، تسلیم یا ترک کشور: "یکی ازین دو، درتبعید بودن، یا کوچیدن به جهان دیگر."([1]) ملاهای که اطاعت امیرراپذیرفتند ومطابق هدایت او وعظ وتبلیغ می کردند، برایشان معاش مقرر نمود؛ برمدارس دینی هزینه دولتی معین کرد. دلواپسی اصلی امیر پرداخت ذکات ومالیه، شرکت درجهاد درسرحدات دولت اسلامی وفرمان برداری ازاوامر حکمران بود. امیربه عنوان رهبریک کشوراسلامی ادعاداشت که ترجمان یگانه نظریه دینی[مفتی اعظم]باشد؛ وفریضه غزا نمی تواند بدون حضوروهدایت رهبرکشورانجام گردد.([2]) چون امیردرپیشبرد حاکمیتش برلزوم حمایت متقابل ازقوم وقبیله خودباور مند بود، ازین لحاظ درجهت تمرکزقدرت- اسکان طوایف بادیه نشین پشتون- بنام کوچی ومالدار- وجابه جایی دهاقین پشتون درهزاره جات وسمت شمال[بلخ وتخارستان]وبدخشان به منظور اطمینان ازامنیت[درآن ساحات]ودرصورت ضرورت کسب حمایه ازمردان قبایل مذکور به آنان داده شد. این کاربامصادره زمین مالکان مربوط به اقوام دیگرتوسط دولت صورت گرفت که تاثیرات زننده ای رابراقوام غیرپشتون به جانهاد.([3])

به قول بارفیلدازسال(1881تا1888)عبدالرحمان خان بیشترین عملیات خودرامتوجه پشتون ها، بویژه غلزایی هاکرد([4]) بعد ازمتحد ساختن پشتون ها، عملیات های خودرامتوجه غیرپشتون ها درمناطق شمال وغرب کشورساخت وباین صورت سیطره وتسلط یک حکومت مقتدرمرکزی پشتون رابرکشورتامین کرد.([5]) بنا به نوشته بارفیلد این سیاست مطیع سازی قهرآمیزاقوام درافغانستان پشتون هارابه صورت کل برای90 سال آینده طوری درصحنه تبارزداد "تاخویشتن را، خودودیگران، به عنوان یک قوم صاحب امتیاز درکشورتلقی کنند."([6]) تحلیل گران این گونه سیاست های قومی عبدالرحمان خان را آغاز قطبی سازی وتبعیض قومی ومذهبی درافغانستان خوانده اند که بنای انشقاق، تفرقه، بدبینی ها وجنگ های میان قومی رادرسال های پس ازآن درکشورپایه گذاری نمود.

این امیر عبدالرحمان بودکه پس ازنام گذاری شاه شجاع، سرزمین های تحت انقیاد خودرادرعمل "افغانستان" خواند؛ واین نام را باضرب وشتم هلاکومنشانه بالای مردم تحت حاکمیتش تحمیل نمود، وهویت تاریخی وفرهنگی دوهزارساله باشنده گان خراسان راکه باهیمه جان خود بنیاد فرهنگ وتمدن این سرزمین رابوجود آورده، وکتبخانه شرق وغرب میراث ها وگنجینه های گران سنگ آن را بنام "خراسان" درخود داشتند، قلب هویت نمود.

یعنی درزمان پیش ازاسلام، مادارای سرزمین مشترکی بنام "آریانا"، دین مشترک "زردشتی" وزبان مشترک "آری" (باختری- تخاری)بودیم. بعدتردارای سرزمین مشترک "خراسان"، دین مشترک "اسلام" وزبان مشترک "فارسی" گردیدیم.

با تلاش های عبدالرحمن خان پروسه "ملت سازی" (اطاعت بی چون وچرای همه گانی) براساس قبیله باوری وبا زور شلاق وسرنیزه بالای مردم این سرزمین قبولانده شد، وبراساس آن درهویت تاریخی ما تغیرات جدید، اماکم ریشه ای رونماگردید، که براساس آن، سرزمین مشترک ما افغانستان- دین مشترک، اسلام وزبان ملی ما: فارسی وپشتوگردید وبابنیادهای هویتی تاریخی بی محابامقاطعه به عمل آمد.

هرچند غبار امیر عبدالرحمان رامثل امیر دوست محمد خان وامیر شیرعلی خان درفداکردن مصالح کشوربرعاطفه خاندانی مقصر ندانسته است، اما امیر برای قبیله محمد زایی بدون قیدوشرط برای هرفرد سالانه 400 روپیه، برای زن محمد زایی300 روپیه وبرای زنان محمد زایی که شوهر غیر محمد زایی داشتند نیز معاش تعیین نمود. برای سردارانی که درخارج کشوربودند، نیز از خزانه دولت افغانستان معاش مستمری می پرداخت، چنانچه برای پسرامیرشیرعلی خان که درهند بود، سالانه48هزارروپیه معاش میداد. درحالیکه درافغانستان برای یک هزارروپیه بیت المال، یک خانوارازبین برده می شد.([7])

اولویت حکومتداری امیر وحامیان خارجی او بهم آوردن قطعات اراضی بامردم سرکش آن به منظور تاسیس یک دولت متمرکز ویک پارچه قبیلوی تحت نام "افغانستان" بود. طی دودهه حکومت پراختناق ومتشنج چندین تهاجم وحشتناک رادرساحات مختلف کشورازبدخشان تاهزاره جات ونورستان به خاطرترسانیدن یاچشم سوزی مردم غیرقبیلوی انجام داد.

منظور ازساختن دولت متمرکز تحت نظر قراردادن تمام مسایل خورد وریز کشوری می باشد که بایست زمامداربه اجرا یا عدم اجرای آن خودناظروآگاه بوده باشد. باهمین نیت باابزارشمشیر وخنجر وآتش وخون باب پادشاهی رابروی خودبازکرد ولقب"امیرآهنین"راازسوی انگلیس ها بدست آورد.

زمانیکه لارد کرزن وزیرخارجه انگلیس در1894 امیررادید، اورا"Monester" خطاب کرد، یعنی یک وطنپرست ویک آدم بی عاطفه توصیف نمود. این واژه علاوه برمعنی بی عاطفه، به معنی هیولا وجانورعجیب الخلقه نیز تعبیرگردیده است. امیرکه درپایان یک دوره بحران های طولانی مدت توانسته بود ذهن وحمایت انگلیس وروس رانسبت بخودمساعد گرداند، می خواست دولت وملت جدید افغان(پشتون) رابا نظریه برتری قبایل پشتون نسبت به سایراقوام کشورتاسیس نماید. درکتاب تاج التواریخ یا(آئینه برای شهزاده افغان)درباره فرهنگ سیاسی که دولت افغان ظاهرساخته ودرباره جامعه افغان، بسیارغنی وآگاهی دهنده است. درین آئینه اواستعاره "بناکردن یک خانه" رابکارگرفته تاخودرادربکارگیری شیوه های درنده خویی، محق نشان دهد؛ به عقیده او "ضروربودکه خانه مذکورازوجودعقرب های مضروموذی که درآن جاگرفته اند، پاک سازی گردد...تمام آن صدها سردسته خورد وکوچک، غارتگران، دزدان وآدم کشان، آنانی که موجودیت شان موجب زحمت ورنجوری همیشگی افغانستان بود."([8])

دردوره او نظام های قبیلوی وملوک الطوایفی به دولت متمرکزقبیله ای فیودالی تغیر یافت، وامیرنشین های شمال خراسان(بدخشان، قطغن وبلخ)ومردمان هزاره که از تابعیت دستگاه امیر تمرد نموده بودند، با وسایل جبر وشکنجه به اطاعت ازدولت اودرآورده شدند. ومردم بلورستان بالشکرکشی های هلاکومنشانه ای بنام مسلمان سازی وتابعیت از حکومت عبدالرحمانی گردیدند، ونام سرزمین شان از"بلورستان" به "نورستان" تبدیل گردید. دردوره امیربه خاطر تامین اطمینان انگلیس ها تعداد زیادی از مبارزین غیرقبیلوی ازمناطق کوهستان وکوهدامن که دردوره های جهاد بااشغال گران انگلیس نقش فعالی داشتند، به هندوستان فرارداده شدند. مثل جلندرخان، غلام محمد خان، برزوخان، میردرویش خان بابه قشقاری، محمد اعظم خان، عبدالسمیع خان، فتح محمد خان بایانی ودیگران.

امیر شخص قسی القلبی بود، دریکی از روزها دربیرون شهر مزارشریف که نشان زنی میکرد، گفت: آیا "گلوله تفنگ آدم رامی کشد یاخیر؟" بعداً غلام بچه خودرا چهارقدم دور ایستاد کرده وبا تفنگ زده کشت وخندید. چنین شخصی برافغانستان حکومت کردوبا استشاره بیگانه گان بر سرنوشت مردم افغانستان دراهم ابعاد زندگی تصمیم های مهلکی اتخاذ نمود. شکنجه های اوراچنین وصف کرده اند: کنده، ولچک، غرب وغراب، زولانه، قین وفانه، تیل داغ، قطع اعضاء، بیدار خوابی، کور کردن، برچه پک، چانواری، غرغره، ذبح کردن، سنگسار، بدهن توپ پراندن، پاره کردن توسط درخت وباین گونه مجازات ها کشوررادروحشت قرون وسطایی فروبرد. دروقت مرگ امیر درزندان های شهر کابل دوازده هزار مرد وهشت هزار زن زندانی بودند. این رقم درمقایسه با نفوس آن روزی افغانستان کمیت درشت وچشم گیری است. تعدادی ازین اسراء بنام همکاران سردار اسحاق خان پسرعموو حاکم بلخ که برضد عبدالرحمان خان قیام نموده بود، روزانه 15 نفر درمراد خانی به ضرب شمشیر پارچه پارچه می شدند، وچشمان زیادی راباین پندارکه به چشمان سردار اسحاق خان شباهت دارند، از حدقه بیرون می کشید. شعری راکه به امیرمنسوب می سازند که گویا درمذمت سردار اسحاق خان نوشته است، سردار راازمادرارمنی وغیر مشروع دانسته است:

 ارمنی مادری، لقب اسحاق کرم مرداری دروغ ونفاق

 درخراسان دیگر مجال تونیست ای خر،آسان بگیرراه عراق

 به یک خاطره میرزاگل محمد خان وردکی درمورد نظام مجازاتی ودفتری امیر، که توسط آقای ل.کریمی نقل گردیده است توجه کنیم: "بعد ازین که عده ای ازمحبوسین را به درباربردند وفقره های شان قرائت شد، امیر بدون سوال وجواب امر کردکه: دونفر غرغره، دست های چهارنفر وگوش های سه نفر قطع وچشمان دونفر کشیده شود، سه نفر دیگررا فردا شکم بدرند...امیر حاضری مامورین رااز طلوع الی غروب آفتاب تعیین وعرصه رابرای مامورین دولت تنگ می کرد. مامورین برای تجدید نظر درین فرمان، عریضه ای تقدیم حضور شاهانه نمودند، اما شاه بی مناعت درذیل عریضه شان نوشته است: "برپدرهمه شما میرزاهای که درین کاغذ مهر ودست خط کرده اید، لعنت." چنین شخصی ازبانیان افغانستان معاصر وقهرمان تعدادی ازقبیله گرایانی است که نمی خواهند کسی دوغ ایشان راترش بگوید، اما این ترشی بویگین خود ازاعماق قرون به مشام زمان رسیده و دل ودماغ اهل درک رامی آزارد. امیرمثل گذشته گانش به فرهنگ علاقه ای نداشت "اگراوضاع فرهنگی دردوره سلطنت امیرعبدالرحمان خان راباپهنا وژرفای علمی وهمه جانبه مورد ارزیابی کاوش گرانه قراردهیم، این عقیده بیشتر درذهن ماتمرکزخواهدکرد که تسامح فکری وفرهنگ پروری جایش رابه محیط عصبیت مذهبی وقشری وسخت گیری وتعصب وسالوس وریاکاری، حدت بی سابقه یافت(گذاشت)."([9])

امیرعبدالرحمان خان به حفظ نظام قبیله ای واسقرارواستحکام[قدرت]سرداران محمد زایی متعهدبود، تاسرداران وخوانین رادرسرتاسرکشور باتمام ارزش های مسلط نظام قبیلوی درآن روزگاربگمارد. ازنامه ایکه امیرمذکوربرای سردارعبدالقدوس خان نوشته این امربخوبی مستفادمی شود.

عبدالرحمان خان که مردم قندهاراورا "تورامیر" خوانده اند، چنان برمردم غیرقبیلوی (بدخشانی ها، بلخی ها، نورستانی هاو...)هزاره ها تحمیلات سنگین وتجاوزات غیرانسانی رواداشت که سران ومردم بدخشان وهزاره جات مجبورشدند، به قیام برضد سیاست اداری وارزش های استیلای نظام قبیلوی امیربرخیزند؛ اماامیرظالم، مستبد وقبیله پرور این قیام ها راقیام قومی وقبیلوی علیه قوم وقبیله دیگر- به خصوص درانیان وشعب مربوط آن- قلمدادکرده وبدین گونه قبایل رابشورانید تاعملاً دست بکارشده، درسرکوب کردن قیام هزاره ها بسیج شوند، وبه این هم اکتفانکرده دستگاه مذهبی وروحانی قشرگرای عهدش رانیزعلیه مردم اسکان یافته غیرقبیلوی هزاره به کارگرفت.([10])


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 20:27  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

شهيد برهان الدين رباني؛ نماد جهاد و صلح ( بخش دوم و پایانی)


جمعیت اسلامی افغانستان

در اینجا اشاره‌ای تاریخی به تشكیل جمعیت اسلامی افغانستان و برنامه و اهداف آن بی‌مناسبت نخواهد بود و در این رابطه، خلاصه‌ای از آنچه را که در سال 1370 دراین‌باره نوشته‌ام، نقل می‌كنم: «..این جمعیت كه پیش از كودتای كمونیستی در افغانستان تأسیس شد، نخست زیر نام «سازمان جوانان مسلمان» فعالیت داشت، پس از تشكل جدید به مبارزه گسترده‌ای پرداخت و رهبری قیام مردمی منطقه هرات در 1357 بعهده گرفت كه در واقع خطر عمده‌ای برای مركزیت سلطة كابل به وجود آورد و متأسفانه با خشونت وحشیانه‌ای سركوب شد؛ ولی همین امر موجب آغاز قیام مردم جنوب افغانستان گردید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 12:28  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

شهيد برهان الدين رباني؛ نماد جهاد و صلح( بخش نخست)


نوع خاطره : شخصيت هاي بين المللي
راوي : استاد سيد هادي خسروشاهي

مقدمه و چند خاطره: قرار بود در اتاق 1508 هتل استقلال به دیدار برهان‌الدین ربانی بروم. یكی از برادران خبر داد كه استاد ربانی به خاطر دعوت به جلسه مهمی عازم كابل گردید. عصر همان روز (سه‌شنبه 29/6/90) ساعت 7، با قرار قبلی، با برادر عزیز و ارجمند، حجت‌الاسلام والمسلمین حضرت آقای محمدجواد حجتی كرمانی حفظه‌الله، همراه برادر گرامی جناب آقای علی‌اصغر قریشی، به عیادت برادر عزیز دیگرمان جناب دكتر سیدمحمدصادق خرازی عافاه‌الله كه تازه از سفر استعلاجی به میهن برگشته بود، رفتیم... پس از دیدار و گفتگو با صادق (كه تبلور صراحت و صداقت، نماد مقاومت و استقامت است و تجسم عینی تسلیم و رضا... و از قلیل مردان سیاسی جوان آگاه به اوضاع جهان و از خادمان خالص و مخلص اسلام و از خاندانی عریق و اصیل، اسوه گان تقوا و پرهیزگاری...)، حدود ساعت 9 از منزل وی بیرون آمدیم؛ اما برای رفتن به منزل خود ماشینی پیدا نكردم، لذا همراه آقای حجتی و با ماشین آقای قریشی (سفیر اسبق ایران در اندونزی و یمن و مسئول سابق بخش انتشارات در دفتر مطالعات سیاسی وزارت امور خارجه) تا درب منزل جناب حجتی رفتم و با مسرت در آنجا ماشینی پیدا شد و پس از خداحافظی از جناب حجتی كه همچنان در بیرون از منزل منتظر مانده بود، راهی منزل شدم... راننده اخبار رادیو ایران را گوش می‌داد كه گوینده خبر ناگهان اعلام كرد: «برهان‌الدین ربانی پس از مراجعت از ایران، در درون خانه خود، در كابل ترور شد!» خبر باوركردنی نبود. او امروز صبح در تهران بود؟ چطور نرسیده ترور شد؟.. ولی ساعت 10 شب كه به اخبار ایران و رسانه‌های خارجی گوش كردم، به صحت آن خبر اطمینان یافتم و تسلیم رضای حق و چاره‌ای جز رضا و تسلیم نیست و با قرائت آیه شریفه: «انا لله و انا الیه راجعون» به خود تسلیت گفتم!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 11:50  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   | 

ازاحمـــدشـــاه ابـــدالی تــاعبــدالــرحمـــان خـــان

 ازاحمـــدشـــاه ابـــدالی تــاعبــدالــرحمـــان خـــاندکترصاحبنظر مرادیاحمد خان ابدالی هنوز در سن(10-12) ساله گی بودکه با بزرگان خود در اردوی نادرشاه افشار پرورده می شد، ودوشادوش مامایش عبدالغنی خان الکوزی رشد می کرد. براساس تشریحات تاریخ سلطانی، نادرشاه افشار درسال 1150 هـ ق قندهار را بدست آورد "ایالت آنجا را به عبدالغنی خان الکوزی حاکم ابدالی که سالها طریق اخلاص ورزی وخدمت سگالی بود -



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 0:0  توسط سید اکرام الدین " طاهری"   |